انگلیسی shiny عربی براق، بهيج، مشرق، لامع، لامعة ترکی. ترجمه و معنی لامع در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی. ترجمه لامع به انگلیسی. النجم اللامع translation into english examples arabic. تابان, باهوش, تابناک بهترین ترجمه های لامع به فارسی هستند. معنى لامع بالعربي — التعريف والشرح والمرادفات في معاجم. خرید اشتراکافزودن واژه افزونه مرورگر. او راست رساله ای در عروض. ترجمه و معنی لامع للغاية در فرهنگ لغت همه عربیفارسی. اعثر على الكلمات بسرعة مع ميزة الإكمال التلقائي الذكية، مما يجعل بحثك عن الترجمات بسيطًا وسهلًا. Quick quizzes وسّعوا ثروتكم اللّغويّة. معنی لامع دیکشنری عربی به فارسی. ، سديم لامع فك سحابة من التراب. ۱ مصدر درخشیدن روشن شدن. ۱ مصدر درخشیدن روشن شدن. عرض الترجمات، النطق، والمزيد, Glossy shiny sparkling brilliant. ترجمه و معنی لامع در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی. برق انداختن و لباس شستن و گردگيري¶ تا همه چيز برق. دیکشنری عربی به فارسی. ألمعَ ألمعي با كياست، با درايت، زرنگ،. انظر معنى لَامِعٌ مشتقات و تحليل لَامِع. معنی لامعی لغتنامه دهخدا, النجم اللامع فى نهاية الطريق لابد ان تكون. تابناک, روشن, درخشان, تابان, افتابي, زرنگ, باهوش. ترجمه و معنی لامع در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی, Glossy shiny sparkling brilliant. لامع للغاية اخبار, بسیار براق. مشهور قدير كاتب ممثِّل لامعٌ, , окружающий центральную область тени. عرض الترجمات، النطق، والمزيد. ۳ آنست که در بیت بعض کلمات عربی را بترکیب مفید آورند و اگر آن ترکیبی باشد که بچیزی. او راست رساله ای در عروض, Quick quizzes وسّعوا ثروتكم اللّغويّة, دیکشنری عربی به فارسی. تابان, باهوش, تابناک بهترین ترجمه های لامع به فارسی هستند. معنی لامعی لغتنامه دهخدا. این واژه به ویژگی درخشان و نورانی بودن سطح یک جسم اشاره دارد که باعث. مفرد ج لامعون ولُمّع لغير العاقل، مؤ لامعة، ج مؤ لوامعُ اسم فاعل من لمَعَ ولمَعَ بـ, لغت نمونه های متنی لامع به فارسى متن ترجمه شده عربیفارسی. لامع رک سے منسوب یا متعلق ، چمکدار. معنى لامع بالعربي — التعريف والشرح والمرادفات في معاجم. ، سديم لامع فك سحابة من التراب. لامع تابناک، روشن، درخشان، تابان، افتابي، زرنگ، باهوش. النجم اللامع translation into english examples arabic, معنی لامع دیکشنری عربی به فارسی. ۳ آنست که در بیت بعض کلمات عربی را بترکیب مفید آورند و اگر آن ترکیبی باشد که بچیزی. لامع رک سے منسوب یا متعلق ، چمکدار.. معنی لامع لغتنامه دهخدا.. برق انداختن و لباس شستن و گردگيري¶ تا همه چيز برق.. ترجمه و معنی لامع در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی.. لامع للغاية اخبار, بسیار براق. ألمعَ ألمعي با كياست، با درايت، زرنگ،, مشهور قدير كاتب ممثِّل لامعٌ. مفرد ج لامعون ولُمّع لغير العاقل، مؤ لامعة، ج مؤ لوامعُ اسم فاعل من لمَعَ ولمَعَ بـ. Translation of النجم اللامع in english bright star superstar shining star brightest star starspangled star spangled banner star bright andromedon. اعثر على الكلمات بسرعة مع ميزة الإكمال التلقائي الذكية، مما يجعل بحثك عن الترجمات بسيطًا وسهلًا. انظر معنى لَامِعٌ مشتقات و تحليل لَامِع. تابان, باهوش, تابناک بهترین ترجمه های لامع به فارسی هستند. تابان, باهوش, تابناک بهترین ترجمه های لامع به فارسی هستند. Coruscant ترجمه لامع به انگلیسی است. نمونه ترجمه شده جيد بأخذ الطلبات لكن ليس لآمع ↔ باهوش هم نباشي ولي دستورات رو خوب اجرا ميکني. Translation of النجم اللامع in english bright star superstar shining star brightest star starspangled star spangled banner star bright andromedon. ۲ اسم درخشیدگی درخشش, لامع للغاية اخبار, بسیار براق.filipina actress gave birth in united states 2015 دیکشنری عربی به فارسی. ترجمه و معنی لامع در فرهنگ لغت همه عربیفارسی. این واژه به ویژگی درخشان و نورانی بودن سطح یک جسم اشاره دارد که باعث. معنى لامع بالعربي — التعريف والشرح والمرادفات في معاجم. انظر معنى لَامِعٌ مشتقات و تحليل لَامِع. سكس مغري جداً سكس مغربي محارم نمونه ترجمه شده جيد بأخذ الطلبات لكن ليس لآمع ↔ باهوش هم نباشي ولي دستورات رو خوب اجرا ميکني. ترجمه و معنی لامع در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی. Quick quizzes وسّعوا ثروتكم اللّغويّة. ، سديم لامع فك سحابة من التراب. دیکشنری عربی به فارسی. سكس ممثلات هنديات سكس مقابل المال امهات لمع معنی در دیکشنری آبادیس. لمع معنی در دیکشنری آبادیس. ترجمه و معنی لامع در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی. تابان, باهوش, تابناک بهترین ترجمه های لامع به فارسی هستند. انظر معنى لَامِعٌ مشتقات و تحليل لَامِع. سكس ملوك البورنو طيز كبير سكس من ورا اهله برق انداختن و لباس شستن و گردگيري¶ تا همه چيز برق. ترجمه و معنی لامع در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی. ترجمه و معنی لامع للغاية در فرهنگ لغت همه عربیفارسی. ، سديم لامع فك سحابة من التراب. Glossy shiny sparkling brilliant. سكس من تحت الترابيزة لامع به فارسى متن ترجمه شده عربیفارسی. لغت نمونه های متنی لامع به فارسى متن ترجمه شده عربیفارسی. تابان, باهوش, تابناک بهترین ترجمه های لامع به فارسی هستند. ۳ آنست که در بیت بعض کلمات عربی را بترکیب مفید آورند و اگر آن ترکیبی باشد که بچیزی. لمع معنی در دیکشنری آبادیس. MT+ jetzt abonnieren ترجمه و معنی لامع در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی.