ترجمه و معنی خادمة در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی خَادِمَة.

ترجمه و معنی خادمة در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی. خَادِمَة مؤنث الخَادِم است. فتاة, آنسة, البكر, وصيفة servant noun. لغت نمونه های متنی خادمة به عربی متن ترجمه شده فارسیعربی.

Maid singular يوګړى مفرد. Maid, ancilla, ladyinwaiting are the top translations of خادمه into english, Authentic pashto چوپړواله, خادمه in english persianenglish dictionary. خادمة کلفت ، خدمتگزار خَدَامَة. بيان إبداعي إشعار فني وسلامة يُمنع منعًا باتًا على من هم دون 18 عامًا المشاهدة. Servant, female servant, housemaid. خادمه معنی در دیکشنری آبادیس. قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ.

خادمه Meaning In English.

معنی و ترجمه کلمه عربی خَادِم به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری. Персидский словарь 20072018 lingvokit. معنی و ترجمه کلمه عربی خَادِم به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری, ترجمه کلمه خادمه به انگلیسی. خادمة به فارسى متن ترجمه شده عربیفارسی, Female servant house maid. خادمة translation into english examples arabic, What does خادمة khadima mean in arabic, بله من خدمت کردم در تمام عمرم خدمت کردم عنوان فرعی.

خادمة Translation Into English Examples Arabic.

لغت نمونه های متنی خادمة به عربی متن ترجمه شده فارسیعربی. Servant, sexton, ministrant, slave, gillie. معنی خادم چیست لغت یاب.

ترجمه و معنی خادمة در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی, معنی خادمه لغت‌نامه دهخدا. فتاة, آنسة, البكر, وصيفة servant noun. 1 سرور رایانه اسم 2 خدمتگزار اسم.

خادمه به انگلیسی معنی در دیکشنری آبادیس.

مستخدمه، خدمتکار، خادمه، دختر، دوشیزه, مرا، خودم، خودم و من فقط مرا، خودم، خودم و من عنوان فرعی, كلمات حوراء نصر هندسة صوتية وتوزيع محمد خليفة تصوير و مونتاج حسين علامة ألحان خادم الرضا ترجمة خادمة. کارگزار, سرور, بنده بهترین ترجمه های خادم به فارسی هستند.

خادمه معنی در دیکشنری آبادیس.

نمونه ترجمه شده كان والدى خادم جوندور لمده طويله ↔ ، سالهاست که پدر. ترجمه و معنی خادمة در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی خَادِمَة. خَادِمَة مؤنث الخَادِم است, New persianenglish dictionary خادمه. به معنای کسی است که در خدمت دیگران قرار دارد، مانند پیشخدمت یا پادو در مهمانخانه‌ها. ، للطبخ والتنظيف وغيره i was the little maid, cleaning and cooking and such.

Female servant house maid. ترجمه و معنی خادمة در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی. 1 سرور رایانه اسم 2 خدمتگزار اسم.
بمنظور انتخاب دقیق معنی و ترجمه خادم به. Maid, ancilla, ladyinwaiting are the top translations of خادمه into english. خَدَامَة مترادف الخَادِمَة است.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ. این واژه به نوعی به نقش‌های مختلفی اشاره دارد که در آن‌ها فرد خدمت‌گذار است. متلهف للخدمة نعم لقد خدمت,خدمت طوال حياتى.
بله من خدمت کردم در تمام عمرم خدمت کردم عنوان فرعی. متضاد خادمه بی بی، خاتون، مخدومه. خادمه meaning in english.

معنی و ترجمه کلمه عربی خَادِم به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری.

خادمة translation into english examples arabic. نمونه ترجمه شده كان والدى خادم جوندور لمده طويله ↔ ، سالهاست که پدر. خَادِمَة مؤنث الخَادِم است.

Authentic pashto چوپړواله.. خادمه meaning in english.. خَدَامَة مترادف الخَادِمَة است.. مترادف خادمه پرستار، کلفت، کنیز، مستخدمه..

مترادف خادمه پرستار، کلفت، کنیز، مستخدمه, لغت نمونه های متنی خادمة به عربی متن ترجمه شده فارسیعربی, خادمة به فارسى متن ترجمه شده عربیفارسی, ، للطبخ والتنظيف وغيره i was the little maid, cleaning and cooking and such. بمنظور انتخاب دقیق معنی و ترجمه خادم به.

لغت نمونه های متنی خادمة به فارسى متن ترجمه شده عربیفارسی. ترجمة كلمات اللغة الانكليزي الى اللغة العربية ما معنى كلمة تعلم_اللغة_الانجليزية ترجمة ترجمة boke_y انكليزي انجليزي. كلمات حوراء نصر هندسة صوتية وتوزيع محمد خليفة تصوير و مونتاج حسين علامة ألحان خادم الرضا ترجمة خادمة. ‎باسم فارسی basim farsi‎ on instagram‎. خادمه به انگلیسی معنی در دیکشنری آبادیس.

خادم, مستخدم, لعبة, وصيف maidservant noun. معنی خادمه لغت‌نامه دهخدا. به معنای کسی است که در خدمت دیگران قرار دارد، مانند پیشخدمت یا پادو در مهمانخانه‌ها. مساعدة, مساعد, نجدة, معاون, مصدر عون. متلهف للخدمة نعم لقد خدمت,خدمت طوال حياتى.

كواليس افلام السيكس به معنای کسی است که در خدمت دیگران قرار دارد، مانند پیشخدمت یا پادو در مهمانخانه‌ها. 1 سرور رایانه اسم 2 خدمتگزار اسم. فتاة, آنسة, البكر, وصيفة servant noun. New persianenglish dictionary خادمه. این واژه به نوعی به نقش‌های مختلفی اشاره دارد که در آن‌ها فرد خدمت‌گذار است. كم عمر وليد ستارز

كوادرليون خادم, مستخدم, لعبة, وصيف maidservant noun. متلهف للخدمة نعم لقد خدمت,خدمت طوال حياتى. خادمة به فارسى متن ترجمه شده عربیفارسی. 1 سرور رایانه اسم 2 خدمتگزار اسم. این واژه به نوعی به نقش‌های مختلفی اشاره دارد که در آن‌ها فرد خدمت‌گذار است. كود باقات النت وي

كمبوند تاله Maid, ancilla, ladyinwaiting are the top translations of خادمه into english. Sample translated sentence هنگامی که خادمه در را باز کرد گفت عصر به خیر بیا. Servant, sexton, ministrant, slave, gillie. معنی خادمه لغت‌نامه دهخدا. 1 سرور رایانه اسم 2 خدمتگزار اسم. كلمات وداع الأهل عند السفر تويتر

كوسه بالانجليزي كلمات حوراء نصر هندسة صوتية وتوزيع محمد خليفة تصوير و مونتاج حسين علامة ألحان خادم الرضا ترجمة خادمة. قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ. ‎باسم فارسی basim farsi‎ on instagram‎. پښتو, english, فارسی خادمه history. خادمة به فارسى متن ترجمه شده عربیفارسی.

كندر اصبعين خادمة به فارسى متن ترجمه شده عربیفارسی. لغت نمونه های متنی خادمة به فارسى متن ترجمه شده عربیفارسی. لغت نمونه های متنی خادمة به عربی متن ترجمه شده فارسیعربی. نمونه ترجمه شده كان والدى خادم جوندور لمده طويله ↔ ، سالهاست که پدر. خادمة translation into english examples arabic.